اشعار مداحی در وصف حضرت زهرا (ص) قسمت سوم

اشعار مداحی در وصف حضرت زهرا (ص) قسمت سوم

اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ استاد غلامرضا سازگار


ای ز تو پیغامبران را شرف

لؤلؤ و مرجان خدا را صدف

راضیه و مرضیه و عالمه

سیده النساء یا فاطمه

آینه ی سیرت ختم رسل

دانش کل عصمت کل عقل کل

دختر دین مادر دین کیست تو

نور سماوات و زمین کیست ؟ تو

مام دو عیسای مسیح آفرین

بر دو مسیحت ز مسیح آفرین

وصف تو و مدح تو خیرالکلام

مادر سادات علیک السلام

مادر روحانی روح الامین

ذریه ات ستارگان زمین

روح علی جان محمد تویی

سوره ی فرقان محمد تویی

دست خدا دست به دامان توست

مادری ختم رسل شان تو است

بوسه گه ختم رسل دست تو

نفس محمد شده پابست تو

آیه تطهیر گل دامنت

هست خدا پیشتر از بودنت

عمر تو ای مادر ما کم نبود

نور تو بود و همه عالم نبود

دخت نبی مادر آدم سلام

سیده النساء عالم سلام

در یم غم ها به علی نوح کیست ؟

بین دو پهلوی نبی روح کیست ؟

روح عبادات سلام علیک

مادر سادات سلام علیک

مصحف مهر تو کتاب همه

درس حجاب تو حجاب همه

جنت موعود پیمبر تویی

آرزوی احمد و حیدر تویی

حسن تو نقش قلم ابتداست

سینه ی پاک تو بهشت خداست

پیک خدا فخر کند بر همه

این که منم هم سخن فاطمه

جان نبی در بدنی فاطمه

محور هر پنج تنی فاطمه

کعبه دهد تکیه به دیوار تو

چشم علی تشنه به دیدار تو

صورت تو سیرت پیغمبر است

صحبت تو حرف دل حیدر است

مصحف ناخوانده ی حق صدر تو است

لیله قدری که نهان قدر تو است

ای همه دم ذکر خدا بر لبت

روح علی محو نماز شبت

کعبه ی دل هاست سرایت هنوز

پشت سر ماست دعایت هنوز

کشور ایران حرم پاک تو ست

هر وجبش قبضه ای از خاک تو ست

ای کرمت شامل حال همه

مادر سادات بنی فاطمه

نعمت هستی نمک فاطمه ست

ملک الهی فدک فاطمه ست

ای که به خاک تو فدک گم شده

بین سپاه تو ملک گم شده

یاس کبود از اثر خارها

حیف که کشتند تو را بارها

وصف تو اینگونه به ما رسیده

ایتها الصدیقه الشهیده

اجر رسالت شرر نار شد

یار تو تنها در و دیوار شد

دیو کجا غرفه ی حورا کجا ؟

شعله کجا صورت زهرا کجا ؟

سرو علی گرچه قدت خم شده

پشت ولایت ز تو محکم شده

مادر یازده ولی کیست ؟تو

فدایی راه علی کیست تو

آتش بیت تو دل عالم است

شعله ای از آن نفس میثم است



*******************



اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ سید پوریا هاشمی



وسع کم داشته را لطف فراوان باید

از عطش سوخته را رحمت باران باید

تا به اوج کرم دست کریمان برسیم

سیر در معرفت سوره ی انسان باید

گل اگر میل به گلدان نکند می میرد

سر سودا زده را شوق بیابان باید

لطف این طایفه به خون جگری وابسته ست

شانه تا که برسد زلف پریشان باید

مادری کن که به این مادریت محتاجیم

کودکی گم شد اگر،گرمی دامان باید


گرچه ما لکه ی ننگیم و مضافیم همه

دور سجاده ی تو گرم طوافیم همه


انبیایی که کرامات مکرر دارند

چشم امید به یک جلوه ی کوثر دارند

آسمانی شده ها در تب و تاب اینند

کمی از خاک قدم های تو بردارند

تا بخواهی در این خانه کنیز آوردیم

نذر تو قوم عجم هر چه که دختر دارند

فاطمه جلوه مولاست،علی جلوه ی او

این دو آیینه به هم حسن برابر دارند

ذکر تسبیح تو هر لحظه به روی لب ماست

مست ها دائما انگیزه ی ساغر دارند

آیه با زیر عبا رفتن تو نازل شد

پنج تن با قدم فاطمه محور دارند


دل به دست تو سپردیم طلا پس دادی

باز هم بیشتر از حد گدا پس دادی


مینویسم سر خط یا علی و یا زهرا

قافیه ساختم از نام علی با زهرا

آسمان روی زمین و پدر خاک علی

حضرت کوثر ما، مادر دریا، زهرا

سپر محکم هر غصه ی پیغمبر علی

راحت جان علی،جوشن مولا، زهرا

حشر اسرا و قلم،فاطر و زلزال علی

کهف یس نبأ و واقعه طه،زهرا

نور الانوار علی، مخزن الاسرار علی

سر مستور شده،باطن و معنا،زهرا


پیش عالم همه جا عالمه باید باشد

هرکجا هست علی فاطمه باید باشد


شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست

چون که غوغای تو در وادی محشر بالاست

سوختن،آب شدن،بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست،رهش سربالاست

تا ز تو دور شدم گریه کنان برگشتم

حس وابستگی طفل به مادر بالاست

هر چه دارید به خانه،به گدا میبخشید

خب طبیعیست شلوغی دم این در بالاست

خطبه ی مسجد تو شهد تمام دین است

لطف زهراست فقط،شیعه سرش گر بالاست

همه ی زندگی ات را به امامت دادی

از زمین خوردن تو،پرچم حیدر بالاست


بروی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود

شاهد بندگی تو ورم پای تو بود


طی شده فاطمیه ، روضه به پا هست هنوز

داغ تشییع تنت بر دل ما هست هنوز

علت خانه نشینی علی معلوم است

رد خون ، بر روی مسمار بجا هست هنوز

بچه ها بعد تو از خواب و خوراک افتادند

بین یک شانه ز مویت ، دو سه تا هست هنوز

زینبت برد ز تو ارث زمین خوردن را

دختری منتظر کرب و بلا هست هنوز

می رسد نوبت آن لحظه که در روز دهم

بدن شاه به گودال رها هست هنوز

دور تا دور تنش پر شده از اهل زنا

اثر تیر جدا ، نیزه جدا هست هنوز


آتش خیمه همان آتش پشت در بود

سر بر نیزه همان زخم سر مادر بود



********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ استاد غلامرضاسازگار


اعطای حق به ختم رسل چیست؟ کوثر است

کوثر وجود اقدس زهرای اطهراست


زهرا یگانه لیله قدری که قدر او

مخفی چو علم غیب خداوند اکبر است


زهرا که نقطه نقطه به دست و جبین او

آثار بوسه های مدام پیمبر است


زهرا که کفو نفس رسول خدا علی است

زهرا که حیدر است چو او،او چو حیدر است


زهرا که قدر و عزت و جاه و جلال او

از صد هزار مریم عذرا فراتر است


انسیه ای که از ملک و حور و جنّ و انس

هرکس که نیست خاک درش خاک بر سر است


ممدوحه ای که ذات خداوند ذوالجلال

او را به مصحف نبوی مدح گستر است


زهرا علیمه، طاهره، زهره، محدثه

زهرا همان بتول، بتول مطهر است


بر مادرش سلام که حق گویدش سلام

بر شوهرش درود که ساقی کوثر است


این است آن گلی که گلابش ائمه اند

این است آن سپهر که ساداتش اختر است


این مادر است مادر کل پیمبران

این دختر است، دختر اسلام پرور است


در دامن خدیجه رسول مجسّم است

در بوسه ی رسول بهشت مصور است


بر روی او نگاه علی موج می زند

از بوی او مشام محمد معطر است


آیینه ی تمام نمای خداست این

خود بر هزار نام خداوند مظهر است


در حشر آفتاب شود سایه ی بهشت

بر هر کسی که سایه ی زهراش بر سر است


پرونده گناه شود برگه ی بهشت

زیرا که شخص فاطمه خاتون محشر است


قبرش دل علی و دل شیعه ی علی است

کی گفته در میانه ی محراب و منبر است


دست نبی گرفت شب دفنش از علی

یعنی که این امانت خلّاق داور است


بالله قسم! کبودی آن یاس مصطفی

با سرخی عذار محمد برابر است


آن تازیانه را به رسول خدا ص زدند

کو را روان پاک محمد به پیکر است


با آنکه کوه جرم و گناهش بود به دوش

"میثم" هماره چشم امیدش به این در است

/ 0 نظر / 14 بازدید