اشعار مداحی در وصف حضرت زهرا (ص)

اشعار مداحی در وصف حضرت زهرا (ص) 

ح حضرت مادری تو ای بانو

ما تمامی به مهر تو فرزند


ل لحظه های تو، قدر لیله قدر

تالی کوثری به هر لبخند


م ما عرفک… به جز نبی و علی

جز خدا ای حبیبه ی داور


ا از مدیح شما چه گویم من

جز شما کیست بر پدر مادر…


باتشکر ازشاعرگرامی : ابتدای هربیت = حلما

(نام سایت پایگاه فرهنگی حلما)



********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ مرتضی روح افزا


ما شیعه و… لیس دیننا الا العشق

از عشق همیشه سمت و سو می گیریم


ما فارغ اگر از می و مستی هستیم

از باده ی اشک خود سبو می گیریم


این آب وضوی ما که معمولی نیست

با مهریه ی شما وضو می گیریم


وقتی که به مجلس شما می آییم

از عطر اصیل یاس، بو می گیریم


در سینه ی خود مدینه ای ساخته ایم

از خاک مزارت آبرو می گیریم


با دشمن تو همیشه دشمن هستیم

با شیعه ی تو هماره خو می گیریم


ما از نگه تو حیدری علیه السلام گردیدیم

با یاد تو ذکر حق و هو… می گیریم


*********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ علی ذوالقدر



رو کرد خدا قدرت پنهانی خود را

تا خلق کند حوری انسانی خود را


ابلیس بهشتی بشود گر بگذارد

بر خاک قدم های تو پیشانی خود را


هفتاد یهودی نه، که سلمان و ابوذر

مدیون تو هستند مسلمانی خود را


در بند غمت هر که اسیر است عزیز است

آزاد مکن یوسف زندانی خود را


چون مور اگر ریزه خور خوان تو باشیم

یک روز ببینیم سلیمانی خود را


ترسی ز اجل نیست به این شرط که باشیم

در روضه تو لحظه پایانی خود را


دل را به منای غم تو ذبح نمودیم

از یاد مبر این همه قربانی خود را



********************



اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ مرحوم عبد العلی نگارنده



کس نداند مقام زهرا را

تا نداند مرام زهرا را


کس نداند در اقتدا به رسول

جز علی اهتمام زهرا را….


حضرت قائم از تبهکاران

می کشد انتقام زهرا را


ملک دوزخی اگر شنود

از نگارنده نام زهرا را


بشنود این خطاب از یزدان

که رها کن غلام زهرا را



******************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ سید پوریا هاشمی


شأن دستی که دخیل است به کوثر بالاست..

دست این دست به دامن شده محشر بالاست..


سوختن آب شدن بی کس و بی یار شدن

سختی عشق همینست رهش سربالاست..


آنچه ساقی ازل داد همان مینوشم..

رتبه مستی ما از تب ساغر بالاست..


چون که خاک قدمت شد شرفش بخشیدند..

تا قیامت به همین مرتبه این سر بالاست


ما فقط زیر پر چادرتان آرامیم..

حس وابستگی طفل به مادر بالاست..


هرچه دارند به خانه به گدا میبخشند..

خب طبیعیست شلوغی دم در بالاست..


قبل تو ننگِ عرب، داشتن دختر بود

بعد تو میل به آوردن دختر بالاست


عالمی گفت که این خطبه تمام دین است

لطف زهراست فقط شیعه سرش گر بالاست..


همه زندگی ات را به امامت دادی..

از زمین خوردن تو پرچم حیدر بالاست..


بر روی شهپر جبرئیل فقط جای تو بود..

شاهد بندگی تو ورم پای تو بود.



*******************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ وحید محمدی


دل خوشی یعنی خدا را داشتن

در بهشت لطف او جا داشتن

بین سینه حب مولا داشتن

مادری مانند زهرا داشتن


دل خوشی یعنی دو دنیا مال ماست

روز محشر فاطمه دنبال ماست


بندگی یعنی عبادات شبش

ذکر تسبیحات بر روی لبش

سجده های غرق نور زینبش

آن حجابی که رسید از مکتبش


بندگی یعنی حجاب فاطمه

سجده های ناب ناب فاطمه


عشق یعنی خنده های فاطمه

پر گرفتن در هوای فاطمه

نوکری کردن برای فاطمه

با امید یک دعای فاطمه


عشق یعنی یک نگاه مادری

سر پناهی در پناه مادری


زندگی یعنی سکوتی پر سرور

انعکاس نور در سیمای نور

و بساط عاشقی ها جور جور

دور باد از زندگیشان چشم شور


زندگی یعنی بهشت بندگی

بندگی کردن برای زندگی


سادگی یعنی به کم ها ساختن

در تنور خانه نان را ساختن

و حصیری زیر پا انداختن

نه به دنیا و طلا دل باختن


سادگی یعنی دو لیوان گلی

وصله نعلین مولایم علی



*******************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ رضارسول زاده


تا آسمانی هست پرواز است بالی هست

در دل امیدی هست تا راه وصالی هست

شکر خداوندی که با تو آشنایم کرد

در سجده می افتم که نورت این حوالی هست

درک مقامات تو و ذهن بشر ، هیهات

دل خوش به این ماندیم که خواب و خیالی هست

سلمان شدن که نیست ساده ، کار می خواهد

سه قرن اول انتظار خاکمالی هست

تو رحمت محضی و فیضت می رسد دائم

تا که نگاه لطف تو بر این اهالی هست


ما از تو ممنونیم ذره پروری کردی

قابل نبودیم و تو بر ما مادری کردی


راز شب قدری و قدرت را خدا داند

تو سرالاسراری و این را مصطفی داند

یعنی خدا شیرازه ی خلقت تو را خوانده

وقتی تو را محور بر آن جمع کسا داند

حیدر نبود ، هم کفو تو پیدا نمی گردید

شان تو را تنها علی مرتضی داند

از انبیا هم عصمت تو هست بالاتر

آری خدا این رتبه ی خیرالنسا داند ؟

اول نمود اقرار ای مادر به فضل تو

هر کس که خود را سائل آل عبا داند


با عشق تو بانو گره خورده حیات ماست

روز قیامت مهر تو برگ نجات ماست


تو آسمان و یازده خورشید دنبالت

وقت سلوکت می رسد پیش خدا بالت

نامی ز حورالعین در آیات انسان نیست

این هم یکی از صد هزاران وصف اجلالت

وحی است گویا ، احترامت واجب عینی است

وقتی که می پرسد نبی هر روز احوالت

شیرین ترین میوه هایت را به ما دادی

جبریل شد جبریل با یک میوه ی کالت

ما فکر دنیا و تو فکر محشر مایی

ما آرزومان چیست و تو چیست آمالت !


"حی علی خیر العمل" یعنی ولای تو

یعنی که نیکی کردن بر بچه های تو


بوی خدا آید ز هر جا بگذری خانم

وقت عبادت از خدا دل می بری خانم

وقتی سفر می رفت پیش تو دلش می ماند

تو باعث دلتنگی پیغمبری خانم

تو ازدواجت با علی امری الهی بود

خوشحال بودی که برای حیدری خانم

مریم زمان خود زنی برتر به عالم بود

تو از زنان هر دو عالم برتری خانم

گویند مردم کاش ما هم فاطمی بودیم

روزی که تو فرمانروای محشری خانم


پیش خدا خوش باش جای تو به دنیا نیست

با آن کمال اینجا برای روح تو جا نیست


نزد خدا دارای عز و اعتباری تو

ام ابیها شاه بیت روزگاری تو

تو حجت الله بر امامان هستی ای مادر

می ماند آدم با مقاماتی که داری تو

تیغ دو دم یا که سپر ، حیدر نمی خواهد

شیر خدا را هم سپر ، هم ذوالفقاری تو

اما علی را باورش کی بود تا بیند

در هر کجای خانه اش لاله بکاری تو

محشر به هم می ریزد از یک سو حسین بی سر

از یک طرف هم دست عباست می آری تو


بر رشته های چادر تو دست اندازیم

بر این مقام نوکری آن روز می نازیم



*********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ سید محمد میر هاشمی


ای بهار عطوفت ای زهرا

ای شهید محبت ای زهرا

مشعل عاشقی ز تو روشن

ای چراغ هدایت ای زهرا

رحمت واسعه تو می باشی

بی کران ، بحر رحمت ای زهرا

عشق تو می رهاند انسان را

از حضیض مذلت ای زهرا

ای که همپایه ی نبی باشی

به مقام و به رتبت ای زهرا

کوچک از بهر قامت روحت

خلعتی نبوت ای زهرا

تا خدایی تو راه طی کردی

در مسیر حقیقت ای زهرا

تو خدایی ، پیمبری ؛ نه ، نه

ای امام کرامت ای زهرا

هیجده عالم وجودت را

هیجده دوره فطرت ای زهرا

منشا هر کمال و خیری تو

ای سراپا عنایت ای زهرا

علم کامل صحیفه ات باشد

ای سپهر فقاهت ای زهرا

چون تو در عالم جوانمردی

نیست یک با مروت ای زهرا

موج می زد همیشه در همه جا

در وجودت متانت ای زهرا

اشبه الناس بر نبی بودی

به جمال و جلالت ای زهرا

ای که بودی برای پیغمبر

دختری با درایت ای زهرا

بر نبی مهربان تر از مادر

بودی ام رسالت ای زهرا

مایه ی فخر خالق سبحان

سر بلندی خلقت ای زهرا

بر سر مرد و زن خداگونه

داری آری تو منت ای زهرا

قله های کمال را فاتح

بس که داری تو همت ای زهرا

همه مردان به پیش تو خاموش

ز تو گشته به حیرت ای زهرا

که دفاع از حریم خود کردی

درس آموز غیرت ای زهرا

سردی ابتذال از نامت

گرمی نور عفت ای زهرا

بیتت آن خانه ی گلی باشد

زادگاه امامت ای زهرا

خطبه هایت کلام ربانی

همه لبریز حکمت ای زهرا

بی وضو نام تو نشاید گفت

دارد این آیه حرمت ای زهرا

نام پاکت چو در میان آید

دل شود پر حلاوت ای زهرا

تو همانی که روح ایثاری

ای خدای عطوفت ای زهرا

چشم اهل مدینه بر دستت

جود و احسان ، مرامت ای زهرا

سائلی رد نشد ز درگاهت

بس که کردی اعانت ای زهرا

سائل کوی تو منم ، دارم

طلب استعانت ای زهرا

ای که پیراهن عروسی خود

هبه کردی ز رافت ای زهرا

بارها نان کودکانت را

داده ای با سخاوت ای زهرا

بارها خود گرسنه خوابیدی

بهر سیری امت ای زهرا

هر یتیم و اسیر و مسکینی

بهره مند از عطایت ای زهرا

بس که انفاق مال و جان کردی

آیه آمد به شانت ای زهرا

هیچ کس جز علی تو را نشناخت

ای گل با طراوت ای زهرا

تو و مولا دو جسم و یک روحید

روح تابی نهایت ای زهرا

ای نمازت نیاز بیت الله

کعبه ی آل عصمت ای زهرا

عالم دل ز عشق تو دارد

شور و شوق و ارادت ای زهرا

کاش بودم پرستوی کویت

کن دعایم اجابت ای زهرا

کاش من هم شبیه تو بودم

در کمال شجاعت ای زهرا

داشتم در وجود خود از تو

کاشکی یک علامت ای زهرا

از در خانه ات چنان سلمان

طلبم استقامت ای زهرا

چادر وصله دار مشکی ات

پرچم مهدویت ای زهرا

ز طرب خانه ی دلم بگذر

هله پیر طریقت ای زهرا

به خداوندیت قسم مادر

کن نگاهی به طفلت ای زهرا

دست بشکسته ی تو می باشد

دستگیر قیامت ای زهرا

چشم محشر به نور تو خیره

بس که داری مهابت ای زهرا

شیعه ات از پل صراط آنجا

بگذرد در سلامت ای زهرا

می رهد دل ز آتش عصیان

گر کنی یک اشارت ای زهرا

ای بسیجی شهر پیغمبر

پاسدار ولایت ای زهرا

رزم تو در مدینه ی غربت

شد حدیث شهامت ای زهرا

کرده ای با نثار خون دلت

رهبرت را حمایت ای زهرا

تو گذشتی ز هستی ات آری

بیمه کردی شریعت ای زهرا

ای سکوتت بنای هر فریاد

بانوی با اصالت ای زهرا

مرقد مخفی ات کند رسوا

دشمنت تا قیامت ای زهرا

یاس دین بودی و خزان دیدی

در هجوم عداوت ای زهرا

لال آید به محشر آن کس که

بر تو کرده جسارت ای زهرا

وای حق تو و علی بردند

غاصبان خلافت ای زهرا

خصم رو در رویت ذلیل آری

داشتی بس که هیبت ای زهرا

روز بیعت تمام یثرب دید

خصم را در حقارت ای زهرا

به خدا که تو سیف الاسلامی

بس که کردی رشادت ای زهرا

چه کسی بر رخ تو سیلی زد ؟

که نمود این شرارت ای زهرا ؟

ای شفیعه به یوم وانفسا

شیعه را کن شفاعت ای زهرا

سه صله خواهد از تو این دل خون

یک ، ثبوت سیادت ای زهرا

کوثرا آن دو حاجت دیگر

کربلا و شهادت ای زهرا


**********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ سید پوریا هاشمی



دست و پاگیرم ولیکن دست و پا دارم هنوز

هرچه هستم بازهم طبع گدا دارم هنوز


سفره ات را می تکانی روزی ما میرسد

گرچه سیرم کرده ای میل غذا دارم هنوز


لطف مادر بهترین تمثیل از لطف خداست

تا به زیر چادرت هستم خدا دارم هنوز


نان بپز نان تو خوردم که درستم کرده است

در تنور خانه ات دارالشفا دارم هنوز


خانه ات جارو کشی میخواست من جارو کشم

کار اگر اینجا کنم یعنی بها دارم هنوز


گفته ام در قبر بگذارند روی سینه ام

دستمال گریه بر داغ تو را دارم هنوز


درنمازم هم به روی شانه ام شال عزاست

من به یمن شال مشکیتان عبا دارم هنوز


باهمان یک دست من را یاد کن بین قنوت

مستمندم بی کسم عرض دعا دارم هنوز


بازهم درخانه ام عطر فدک پیچیده است

چون که از خرمای باغت چندتا دارم هنوز


هرکجا ذکر تو شد برمن حسین الهام شد

درمیان روضه ات غار حرا دارم هنوز


مادر ارباب اذن کربلایم را بده

در دل دیوانه داغ کربلا دارم هنوز


من بدم می آید از درها که بد وا میشوند

نفرت از مسمار و از این چیزها دارم هنوز


بعد تو دیگر علی را هیچکس خندان ندید

طعنه هم میزد کسی میگفت عزادارم هنوز



********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ مسعود یوسف پور



دست دستاس تو نان داد همه دنیا را

کرمش برد پی شغل گدایی ما را

قرص خورشید همان نان سر سفره ت بود

رفت تا پر کند از گندم تو بالا را

پرورش داد در این فاصله ی هجده سال

نظرِ امّ ابیهایی تو بالا را

سایه ات نیز نیفتاد به دیوار محل

سایه ات نیز ندید آدم نابینا را

یک نخ از وصله ی آن چادرتان کافی بود

که مسلمان بکند کل یهودی ها را

خواست روشن بشود عرش ، خدا فرمان داد

بنویسند در اطراف زمین زهرا را


بنویسند تو را زهره ی تابان علی

بنویسند که خورشید تویی جان علی


بنویسند تو را مادر پیغمبر ها

بنویسند تو را عشق همه حیدر ها

بنویسند که از صبح ازل تا امروز

نرسیده ست به پایین قدومت پر ها

ذوالفقار علی و تیغ کلام تو یکیست

خطبه ای خواندی و لرزید همه پیکر ها

بهتر آنکه بنویسند چه شد افتادی

یا چه شد شعله کشیدند ز داغت در ها

بنویسند چه شد فضّه خذینی گفتی

بگذارید بدانند چه شد نوکر ها

تنگیِ کوچه پر و بال تو را اذیت کرد

وای از افتادنِ یکمرتبه ی مادر ها


ردّ خون مرده گیِ بال و پرت خوب نشد

تو زمین خوردی و حالِ پسرت خوب نشد


*******************



اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ محسن حنیفی


صحبت از دستی که رزق خلق را می داد شد

هر کجا شد حرف از بانو، به نیکی یاد شد


گردش تسبیح او افلاک را تدبیر کرد

از پر سجاده اش روح القدس ایجاد شد


او که جای خود، گلوبندش اسیر آزاد کرد

حُر هم از یمن ادب بر نام او آزاد شد


روضه رضوان، رضای حضرت صدیقه است

از گل سرخ لباس او، فدک آباد شد


معنی نازک برای روضه اش آورده ام

وقت پروازش پرستویی اسیر باد شد


با پر زخمی دعاگوی شب همسایه بود

دست او روزی رسان خانه صیاد شد


این در آتش گرفته نیز حاجت می دهد

این در آتش گرفته، پنجره فولاد شد


روضه مظلومه، بعد از رفتنش مکشوفه شد

تا مصیبت خوان کوچه صورت مقداد شد


بعد پیغمبر اگرچه با تبسم قهر بود

لحظه ای با دیدن تابوت، زهرا شاد شد


طعنه ها، او را عروس خانه ی تابوت خواند

قاسم او نیز زیر سنگها داماد شد


اشکهایش گاه می‌گوید حسن، گاهی حسین

گریه های آخرش موقوفه اولاد شد


مریم آمد تا شریک گریه ی کوثر شود

روضه او کاف و هاء و یاء و عین و صاد شد



**********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ عباس احمدی


دیده آنگاه که با اشک ملاقات کند

رزق گریه طلب از مادر سادات کند


گریه هر کس نکند معرفتش کامل نیست

"گر چه صد مرحله تحصیل اشارات کند"


روز محشر که همه دیده گریان دارند

نوکر فاطمه آن روز مباهات کند


می زند از قفس عالم خاکی بیرون

هر که با سینه زنی سیر سماوات کند


یا علی گفتم و با منکر زهرا گفتم

برود توبه کند ترک عبادات کند


این چه سرّی است که در "بضعه منی" جاری است

که جهان حیرت از این کشف وکرامات کند


وصف نور تو نه در حد زبان بشر است

که خدای تو فقط قدر تو اثبات کند


آه و افسوس که این قوم نشد بعد رسول

حرمت اشک تو را خوب مراعات کند


زخم پهلوی تو با قلب علی کاری کرد

سالها گریه بر این عمق جراحات کند


آن که سیلی به تو زد، هیزم دوزخ باشد

همه شب تا به سحر گرچه مناجات کند



******************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ محمد جواد الهی پور


عالم اسیر جزر و مد بی قراری ات

طوفان چه کرده با دل دریا کناری ات

رخ در محاق برده ای ای ماه نیمه جان

نیلی شده ست روی تو از زخم کاری ات

دریای بازی فکری صبر…کوه نجابت…شکوه عشق

حیرت زده ست عاشقی از بردباری ات

در راه عشق صرف نظر کردی از وجود

جان جهان فدای ولایتمداری ات


تشبیه تو به هرچه به جزتو قشنگ نیست

پیش رخ تو نیلی دریا که رنگ نیست


درخانه سادگی و صفا موج می زند

در هر طرف حضور خدا موج می زند

لب بسته ایم و ناله ی دلهایمان بلند

در این سکوت محض، صدا موج می زند

مادر کنار پنجره پهلو گرفته است

بابا میان اشک و دعا موج می زند

سجاده ات دریچه ی بازی ست رو به عرش

درآن عبادت دوسرا موج می زند


گرچه دلش از آنهمه غم در تلاطم است

با این وجود وقت دعا فکر مردم است


کوه از غم تو دست به پهلو گرفته است

با ناله ات زمین و زمان خو گرفته است

از بازوی شکسته نگفتی که نشکند

کرار از تو قوت بازو گرفته است

ای چادر تو اوج حجاب و عفاف زن

از کور، مثل تو چه کسی رو گرفته است؟

در پرده های عصمتی و خانه ی تو نور

امروز شمع عمر تو سوسو گرفته است


از خانه ی تو نور به افلاک می رود

جان ابوتراب سوی خاک می رود


سرمایه ی سلاله ی نور و امامتی

امّید نا امیدی روز قیامتی

مدیون بخشش تو مدینه… نه…عالم است

آغاز بخششی و تمام کرامتی

آتش کجا و دیده ی گریان ماتمت

لبخند سربلندی روز ندامتی

با پهلوی شکسته به دنبال مرتضی

چشم جهان ندیده چنین استقامتی


باید در عاشقی به شما اقتدا کنیم

رخصت گرفته ایم که مادر صداکنیم



*****************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ محمدحسین رحیمیان


چه افتخار بزرگی ، گدای فاطمه ایم

همیشه ملتمسین دعای فاطمه ایم

چه خوب شد که غلام وفای فاطمه ایم

مقلدان ره فضه های فاطمه ایم


تمام عمر نشستیم زیر پرچم او

همیشه روی لب ماست اسم اعظم او


خدا به خاطر او داده است ما را جان

به لطف حضرت زهرا شدیم با ایمان

رسیده خیر کثیرش به جمع ما هر آن

اگر نبود ، نبودیم حیدری الآن


هوای حیدریون را همیشه دارد او

رویم سمت جهنم؟! نمی گذارد او


ندیده ایم زنی را ازو خدایی تر

ندیده ایم ازو شیعه ای ولایی تر

برای حضرت مولا ازو فدایی تر

ز فاطمه احدی نیست مرتضایی تر


به جرم اینکه شعار علی علی سر داد

میان شعله ی یک عده بی وفا افتاد


برای اینکه نگویند علی شده بی یار

کشیده حضرت ریحانه زحمت بسیار

شکست حرمت او بین آن در و دیوار

غریب بود میان چهل نفر اشرار


زبان ز گفتن این ماجرا حیا کرده

برای حضرت مولا پسر فدا کرده


نوشته اند که بد کینه ها زدند او را

به پیش چشم علی بی هوا زدند او را

برای کشتن شیر خدا زدند او را

مغیره های بدون حیا زدند او را


هزار روضه نا گفته آمده سر او

سه ماه گریه ی خون بود کار بستر او


ازین زمانه بی رحم خسته بود سه ماه

عزا گرفته ی آن دست بسته بود سه ماه

برای دیدن مرگش نشسته بود سه ماه

شنیده ایم که پهلو شکسته بود سه ماه


شبی نبود که مرگ از خدا طلب نکن

برای غربت دلدل* سوار تب نکند


*نام اسب امیرالمونین علیه السلام



******************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ مهدی علی قاسمی



افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است

برکت این زندگی از روضه های فاطمه است


درس توحیدم بوَد زهرا شناسی، زین سبب

می پرستم آن خدایی که خدای فاطمه است


منکر این روضه ها! بشنو که گفته رهبرم

روزی یک سالِ کشور در عزای فاطمه است


چشم دل واکردم و دیدم که قرآنِ خدا

آیه هایش یک به یک مدح و ثنای فاطمه است


هیچ کس با پای خود در مجلس روضه نرفت

هرکجا روضه بوَد، مهمانسرای فاطمه است


گرچه باشد قبر او بین قلوب شیعیان

عالم امکان ولی دولتسرای فاطمه است


خلقت جنت برای شیعه ی حیدر بود

نار، جای منکرین بی حیای فاطمه است


بین قبرم دو ملک تا سینه ام را بو کنند

پیش خود گویند:«به به، این گدای فاطمه است»


روز محشر سینه زن هایش شفاعت می کنند

این شفاعت برکتِ شال عزای فاطمه است


نیست ذکری برتر از ذکر شریف فاطمه

افضل الاعمال من گریه برای فاطمه است


********************


اشعار مدح ومناجات با حضرت زهرا سلام الله علیها ـ حسن لطفی


دُنبال بهاریم بهاری که نداریم

دریاب زمین را به قراری که نداریم

این چشم بیارا به غباری که نداریم

دنبال مزاریم مزاری که نداریم


عزمی بده تا مرز جهادی تو باشیم

ای کاش بیایی و منادی تو باشیم


عزم من و تو جزم شد و کارگر افتاد

دشمن به عقب رفته و از پشت سر افتاد

تا پای فشردیم از عالم سپر افتاد

با آلِ علی هرکه در افتاد وَر افتاد


ما سخره ی سختیم که از باد نلرزیم

این درس به ما مادر ما داد نلرزیم


هرجا که بلند است به زیر قدم ماست

بر هرچه سه تیغ است شکوه عَلَمِ ماست

هر بیش که دارند در این پهنه کَمِ ماست

موجیم که آسودگی ما عَدَم ماست


ما درس جز از محضر اسلام نگیریم

ما زنده به آنیم که آرام نگیریم


هر بادِ مخالف شده جوشن به تنِ ما

هر تیر توان داد به برخاستنِ ما

با ماست همیشه نفسِ بت شکن ما

در سایه ی زهراست تمام وطن ما


این خصم زبون است اگر بد دهنی کرد

وین سیره یِ زهراست که دشمن شکنی کرد


بانو چه شگفت است هبوتی که تو داری

قدر است چه قدری ملکوتی که تو داری

صد رشته قنات است قنوتی که تو داری

آرامش دریاست سکوتی که تو داری


دریایِ علی،غیرت طوفانی ات عشق است

ای مرد ترین مرد،رجز خوانی ات عشق است


در پایِ علی درد به بال و پرت افتاد

از دست خزان ساقه ی نیلوفرت افتاد

هر شام و سحر بر سَرِ شاخه سرت افتاد

خون بود که از زخمِ تو بر بسترت افتاد


این چوب مرا کُشت که شد نوبت تابوت

گهواره نشد قسمت و شد قسمت تابوت


با تو چقدر رایحه گُلخانه ی من داشت

این نسل کنار تو فقط میل زدن داشت

قبل از زَدَنَت خنده به لب نیز حسن داشت

افسوس که این بُغچه ی کوچک سه کفن داشت


این ساعت آخر بنشین زار بِگرییم

بر غارت پیراهن و دستار بِگرییم


/ 0 نظر / 12 بازدید